سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
به یقین بدانید که خدا بنده‏اش را هر چند چاره‏اندیشى‏اش نیرومند بود و جستجویش به نهایت و قوى در ترفند بیش از آنچه در ذکر حکیم براى او نگاشته مقرر نداشته ، و بنده ناتوان و اندک حیله را منع نفرماید که در پى آنچه او را مقرر است برآید ، و آن که این داند و کار بر وفق آن راند ، از همه مردم آسوده‏تر بود و سود بیشتر برد ، و آن که آن را واگذارد و بدان یقین نیارد دل مشغولى‏اش بسیار است و بیشتر از همه زیانبار ، و بسا نعمت خوار که به نعمت فریب خورد و سرانجام گرفتار گردد ، و بسا مبتلا که خدایش بیازماید تا بدو نعمتى عطا فرماید . پس اى سود خواهنده سپاس افزون کن و شتاب کمتر ، و بیش از آنچه تو را روزى است انتظار مبر [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :18
بازدید دیروز :8
کل بازدید :33433
تعداد کل یاداشته ها : 32
97/7/28
12:57 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
مهدی عطایی زیدی[738]
دوستدار دوستانم😄😄😄😄😄😄😄😄

خبر مایه
پیوند دوستان
 
آتش عشق خورشید تابنده عشق ||*^ــــ^*|| diafeh ||*^ــــ^ *|| دلبری یــــــــــــــــاســــــــــــــــــــمـــــــنــــ دلدارا ► o▌ استان قدس ▌ o ◄ امامزاده میر عبداله بزناباد بـــــاغ آرزوهــــا = Garden of Dreams *نهانخانه جان* عاشق آسمونی ســــــاده دل دانلود آهنگ تنهایی......!!!!!! جوکستان بی تربیتی یا د د اشت ها ی شخصی خو د م . هستی تنهاااااا..... سارا احمدی ashegh .: شهر عشق :. روزهای بارانی دلم تنهای تنها ܓღ فـــرقــ بــیــنـــ عـشــقــ و دوسـت داشــتــنــ ایران اسلامی ღღتبسمـــــیـ بهـ ناچارღღ ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام هدهد .-~·*’?¨¯`·¸ دوازده امام طزرجان¸·`¯¨?’*·~-. سلام آقاجان ******ali pishtaz****** دلتنگ احساس تو *bad boy* صدای عشق_بهترین وبلاگ اس ام اس و مطالب عاشقانه بلوچستان دلم تا لب پره حرفه...برای در واسه دیوار.....هوای تازه تر میخواد welcome to my profile دل نوشته (بنفشه ی صحرا) عشق Manna ●◌♥DELTANGI♥◌● ..::غریبه::.. یـ|ـہ |دُنیـ|ـآ دِلَـ|ـم| گـِرفـ|ـتـِہツ تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل بزرگترین سایت خنده بازار عمارمیاندواب گل خشک جیغ بنفش در ساعت 25 شورای دانش آموزی شهرستان اس ام اس دنیا PARANDEYE 3 PA دهکده کوچک ما تقدیم به کسی که باور نکرد دوستش دارم من،منم.من مثل هیچکس نیستم Tarranome Ziba طنین وب سایت شخصی یاسین گمرکی ♥♥♥ MY LOVE ♥♥♥ خط قرمز بندر عامری عکسهای سریال افسانه دونگ یی *دنـیــــای مـــــــن :) * Hunter نوشته های دختر تنها و ساده و عاشق آتیه سازان اهواز آبسردکن جهنم فضای تنهایی من رویابین اطلس عاشقی دیوانگیست عشق پاک نوری چایی_بیجار دوستانه xXx عکسدونی xXx زنگ تفریح کشاورزی نوین *آوای سارا2* نقاشی های الیکا یحیایی جدید ترین مطالب ☺ ☻☺ ☻ دل نوشته های یک دیلامی پایــــــگاه اطــــــلاع رســــــــانی قـتــــلیــــش یار کارگر سکوت پرسروصدا خورشیدها نگار دل شکسته گفتگو با خدا ماه مهربان من ღ♥ღ من و تو ღ♥ღ باران دوعاشق نشریه ی دوستی رویای آشنا ghamzade آخرین اخبار شرکت های مربوط به موبایل مطالب عاشقانه تینا بغض مانده در گلو ردپای عشق ... فقط حرف حساب ►▌ ....عسا قلم....▌ ◄ Chamran University Accounting Association ❤خاکســـــــتر عشـــق❤ بهاره تنها به نام خالق عشق آموزش تست زدن کنکور دوزخیان زمین vagte raftan ایستگاه دوستان مناجات با عشق از یک انسان جک صداقت زندگی زیباست اما... تــــــــــــالـــــــشـــــــــــــان جالب انگیزناک معرکه همون قلقلک مطالب جالب وعلمی بروز sms های جدید بدو بیا !!!! عشق اول11 برای پسر نازم آیدین جان بسوی ظهور my twitter ღ جـــــــــاده ی عـــــــــشـــــــــــقღ چرا ؟رفتی؟من اینجا تنها ماندم نقشه راه عرشیان خونه دل آنتی شیطان قرآن دخترتاریخ بغضتو بشکن.... عشقی دکتر علی حاجی ستوده من هیچم جوانان بیجار زندگی ایده آل مطلع مهرورزی ومحبت ضد پسر... داستانک یک خنده ی رومانتیک/بایه وبلاگ آنتیک $$$$sara$$$$ آنجا که عقاب پر بریزد متن ترانه ماندگارترین آهنگ های ایرانی ☻☺♫ روشنک خانم ☻☺♫ عشق کور ..::.. رنــــگــیـــن کــــــمــــان ..::.. بـــــــــــــــــهــــــــنـــــــــــــوش قـَـــروقاطــــــــی اینجـــــا هــــمه چــــی درهـــــمه معماری نوین عمو همه چی دان °°FoReVEr•• مطلع الفجر ♥تاریکی♡ معماری چشمک انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل

در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم. خدا پرسید:پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت دارید.خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است.

در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟پرسیدم:چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟خدا پاسخ داد:کودکی شان.اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو می کنند که کودک باشند ... اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند.اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنا بر این نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.

اینکه که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند.دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدمبه عنوان یک پدر می خواهی کدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد ، همه کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.

بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند ،بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم.بیاموزند ثروتمند کسی نیست مه بیشترین ها را دارد ، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند، بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند،بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند.من با خضوع گفتم:از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من اینجا هستم،همیشه.


86/9/20::: 12:8 ص
نظر()
  
  

                          مادر

یاد ایامی که مادر داشتیم       گوهر زیبنده بر سر داشتیم

زندگی با او مرا افسانه بود      روشنی بخش دلم در خانه بود

چرا!!!!!!

چرا!!!!!!

چرا ما انسانها بایستی طعم تلخ از دست دادن چیزی را

بچشیم بعد حسرت آن را بخوریم که چرا قدر آن را ندانستیم

چرا مادری که قد قامت رعنای خود را که ما از آن گرفتیم

را از خود برنجانیم

یادم میآید آن زمان که مادر در برم بود زندگی با تمام تلخی های

آن دوران برای من از عسل شیرینتر بود

مادری که داغ فرزند شهیدش را سیزده سال تحمل کرده

مادری که افتخار می کرد توانست فرزندانی تربیت کند

که در عرصه جنگ به وطن خود خدمت کند 

حال که دوازده سال از تخلترین خاطره زندگیم می گذرد هیچ وقت

کنار مادر بودن از برای من شیرینتر از ان زمان نبوده

یادوخاطره شهید عطایی ومادر مرحومه اش گرامی باد

 


86/8/22::: 11:44 ع
نظر()
  
  

در پناه معصومه سلام الله علیها


حبذا ایوان کیوان بارگاه فاطمه

فرخا کاخ جلال و دستگاه فاطمه

بارگاه کبریا یا درگه "معصومه" است

جان فداى عز و شان و قدر و جاه فاطمه

دختر موسى بن جعفر(ع) خواهر پاک رضاست

در فلک، فوج ملک باشد سپاه فاطمه

من نه تنها در پناه فاطمه آسوده‌ام

جمله مخلوقند ایمن در پناه فاطمه

آفتاب و ماه با آن روسپیدى دائما

رشک دارند از غلام روسیاه فاطمه

فاطمه از آل عصمت هست و باشد بى‌گناه

جان فداى جان معصوم از گناه فاطمه

مرز قم شد خاک راهش سرمه چشم ملک

از مدینه چون به قم افتاد راه فاطمه

قامت پیر سپهر از مهر بر درگاه قدر

راستى خم شد پى تعظیم جاه فاطمه

فاطمه از آل عصمت باشد و چون فاطمه است

بى گنه دامان عصمت اکتناه فاطمه

تا "طرب"، باشد ز سال و ماه نام اندر جهان

صرف بادا عمر من در سال و ماه فاطمه


86/8/20::: 10:57 ع
نظر شما
  
  

ولادت امام و نامگذاری

امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».

دوران قبل از امامت

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت

در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.
این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت

عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.
امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.
امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.
بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حاکمان معاصر

همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:

1- هشام بن عبدالملک (105- 125 ه. ق)
2- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)
3- یزید بن ولید بن عبدالملک (126)
4- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126)
5- مروان بن محمد (126-132)

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :
1- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)
2- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158)

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمّد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود.

امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.

چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.

شهادت حضرت صادق علیه السلام

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

img/daneshnameh_up/8/8d/sadegh.jpg


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.


86/8/14::: 8:26 ع
نظر()
  
  

.

آثار شادروان دکتر قیصر امین‌پور در دوم اردیبهشت

سال ١٣٣٨ در بخش گتوند از توابع استان خوزستان

دیده به جهان گشود. او در آغاز عاشق نقاشی بود

 اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به

 دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران کشاند.

قیصر یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری حوزه‌ی

اندیشه و هنر اسلامی (١٣٥٨) و دفتر شعر

جوان (١٣٦٨) بود. از سال ١٣٦٠ تا ١٣٧١ دبیری

 شعر هفته‌نامه‌ی سروش با او بود و از سال ١٣٦٧

 هم سردبیر ماهنامه‌ی ادبی هنری سروش نوجوان بود

 که در سال ١٣٨٢ از این سمت کناره‌گیری کرد.

 او در سال ١٣٧٦ از پایان‌نامه‌ی دکترایش با عنوان

«سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد و اکنون در

دانشگاه تهران تدریس می‌کند.

آن مرحوم یکی از شاعران ماندگار زمان ماست.

 شعر او صدای انسان معاصر است.

 انسانی خسته در راهروهای اداری، مانده

در بن‌بست معرفت، رنجیده از بی‌وفایی یاران،

 اما آرزومند و مغرور. انسانی که یک روز یک‌دفعه عاشق می‌شود

 و بعد زندگی و روزمرگی آن‌قدر او را گرفتار می‌کند

که حتی عشق را فراموش می‌کند. آدمی که همیشه در

 حسرت دیروز خویش است و منتظر فردایی که زودتر

 از راه برسد و همه چیز را درست کند.

آثاری که تا کنون از او به چاپ رسیده عبارت‌اند از

- تنفس صبح (١٣٦٣)
- در کوچه‌ی آفتاب (١٣٦٣)
- طوفان در پرانتز - نثر ادبی (١٣٦٥)
- ظهر روز دهم - منظومه (١٣٦٥)
- مثل چشمه مثل رود - برای نوجوانان (١٣٦٨)
- بی‌بال پریدن - نثر نوجوان (١٣٧٠)
- گفتگوهای بی‌گفتگو (١٣٧٠)
- آینه‌های ناگهان (١٣٧٢)
- به قول پرستو - شعر نوجوان (١٣٧٥)
- گزینه‌ی اشعار (١٣٧٨)
- گل‌ها همه آفتاب‌گردانند (١٣٨٠)
- سنت و نوآوری در شعر معاصر (١٣٨٣)

یک غزل و یک شعر نیمایی از سروده‌های او را می‌خوانیم.


خواب

می‌خواهمت چنان‌که شب خسته خواب را
می‌جویمت چنان‌که لب تشنه آب را

محو توام چنان‌که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را

بی‌تابم آن‌چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، خواب را

بایسته‌ای چنان‌که تپیدن برای دل
یا آن‌چنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی می‌آفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را


هر چه هستی باش

با توام
ای لنگر تسکین!
ای تکان‌های دل!
ای آرامش ساحل!

با توام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ارغوانی!
ای بنفش‌آبی!

با توام ای شور! ای دلشوره‌ی شیرین!
با توام
ای شادی غمگین!
با توام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمی‌دانم!

هر چه هستی باش! اما کاش ...

نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!

اما باش!


86/8/8::: 10:19 ع
نظر()
  
  

  بنام خدای عاشقان

آب زنید راه را هین که نگار می​رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می​رسد

راه دهید یار را آن مه ده چهار را

کز رخ نوربخش او نور نثار می​رسد

چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان

عنبر و مشک می​دمد سنجق یار می​رسد

رونق باغ می​رسد چشم و چراغ می​رسد

غم به کناره می​رود مه به کنار می​رسد

تیر روانه می​رود سوی نشانه می​رود

ما چه نشسته​ایم پس شه ز شکار می​رسد

باغ سلام می​کند سرو قیام می​کند

سبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسد

خلوتیان آسمان تا چه شراب می​خورند

روح خراب و مست شد عقل خمار می​رسد

چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما

زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می​رسد

 


86/8/8::: 12:16 ص
نظر()
  
  

 

 

بنام آنکه عشق را آفرید

 من که میدانم شبی                 عمرم به پایان میرسد

نوبت خاموشی من                 سهل و آسان میرسد

  من که میدانم که تا              سرگرم بزم و مستی ام

مرگ ویرانگر چه             بی رحم وشتابان میرسد

من که میدانم به دنیا               اعتباری نیست نیست

            بین مرگ و آدمی           قول و قراری نیست نیست

من که میدانم اجل                   ناخوانده و بی دادگر

سر زده می آید و               راه فراری نیست نیست

پس چرا عاشق نباشم              پس چرا عاشق نباشم


86/8/5::: 11:19 ع
نظر()
  
  

این شعر را هم تقدیم میکنم به تمام کسانی که میخوان عاشق بشن

دل من

 

دل به هر گل نمی سپارم من     دل خود را عزیز دارم من

 

دل عزیز است خوار نشمارم     من دل از جان عزیزتر دارم

 

لاله بسیار و گل فراوان هست     آنچه ناید به کف دل و جان هست

 

گل من پاک تر ز جان باید     برتر از ماه آسمان باید

 

گل من نوگلی ست پاک سرشت     رسته برطرف جویبار بهشت

 

برتر از سرو و بهتر از سمن است     دامنش پاک تر ز اشک من است

 

عشق را سرسری نینگارد     شعر را دام ره نپندارد

 

تا یقینش شود که من چه کسم     مرد عشقم نه بندة هوسم

 

آزمایش کند وفای مرا     عشق من ، صدق من ، صفای مرا

 

چون که سنجید و آزمود مرا      کز صفا هست تار و پود مرا

 

دل من آشیان مهر و وفاست     وندر این خانه عشق خانه خداست

 

دید چون مهر را سزاوارم      او هم از جان شود خریدارم

 

راستی را که زیر چرخ کبود

 

گر محبت نبود هیچ نبود

 



86/7/1::: 11:8 ع
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ سلام دوست عزیز تولد شمارو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ سلام دوست عزیز تولد شمارو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ سلام دوست عزیز تولد شمارو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ سلام دوست عزیز تولد شما رو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ سلام دوست عزیز تولد شما رو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ سلام دوست عزیز تولد شما رو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ سلام دوست عزیز تولد شما رو تبریک عرض میکنم امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید دوستدارتان دشت ناز
+ موهاد جان تولدت مبارک
+ آرش جان تولدت مبارک
+ سلام دوست جدید تولدت مبارک